از زمان تاسیس کانون کوهنوردان گیلان،صعود به درفک، جزو برنامه های کانون قرار گرفت. البته در سالیان قبل از آن هم صعودهای مشترکی به درفک به مناسبت یادبود همنوردان ( کبری اسرافیلیان. فرخنده سپهری . هادی نیک اندام. بهروز برزو)در مهرماه برگزار می شد. از سال ۱۳۹۸ بدلیل شیوع ویروس کرونا، برنامه های جمعی متوقف شد و پس از ۴ سال کانون کوهنوردان گیلان این برنامه را مجددا در تاریخ شش و هفت مهرماه هزارو چهارصد و دو برگزار نمود.

این برنامه همانند صعودهای مشترک کانون، با حضور باشگاهها و گروههای عضو کانون و تعدادی مهمان از استانهای دیگربصورت دو روزه و زدن کمپ و شب مانی برگزار شد.
پس از اینکه تاریخ برنامه در شورای عمومی کانون معین شد، اینجانب(فرحناز دلیری از گروه مریان)به عنوان سرپرست برنامه انتخاب شدم. و تمامی باشگاهها و گروهها هم سرپرست خودشان را معرفی کردند و تیم سرپرستی شکل گرفت. و تمامی برنامه ریزیها برای این صعود توسط تیم سرپرستی و راهنماییهای کمیته فنی کانون و حمایتهای مدیرعامل کانون(خانم تهمینه شمشادی) انجام گرفت.
تیم سرپرستی شامل آقایان و خانمها: مرادی(باشگاه مرداویج سیاهکل)،احمدیان(گروه چکاد)،صفارو ظاهرکردار(باشگاه تیلار)،رفاهی(باشگاه همطناب صومعه سرا)،منصوری(گروه درفک)،طهیری(باشگاه البرز)،اسلامی(باشگاه سپهر) و دلیری(گروه مریان)
در ابتدا یک گروه در واتس اپ تشکیل شد و برنامه ریزیهای اولیه شامل تهیه ماشین و نحوه ثبت نام و اینکه هر کسی چه مسؤولیتی را می تواند برعهده بگیرد، بصورت مجازی انجام شد. و یک هفته مانده بود به اجرای برنامه تیم سرپرستی نشست حضوری را برگزار کرد و به چند و چون و جزییات اجرای برنامه پرداخت. و وظایف بدین شرح تقسیم شد.
باشگاه همطناب: جلودار. گروه چکاد:عقب دار. گروه درفک: تهیه ماشین و امداد. باشگاه سپهر و تیلارتهیه بیسیم و بازوبند کوهیاری. باشگاه تیلار: برنامه فرهنگی. باشگاه مرداویج: تدارکات و قرار شد از هر تیمی دو نفر برای کوهیاری در روز صعود به سرپرست کل معرفی گردد. و قرار شد هر تیمی اعضای خود را ثبت نام نماید ودر نهایت به سرپرست اعلام شودو مسؤولیت آوردن وسایل شب مانی وکمپ هر تیمی با خودشان باشد. و قرار شد تمامی شرکت کنندگان تحت پوشش بیمه مسؤولیت دو روزه قرار بگیرند.علی رغم تمامی تلاش ها و پیگیری های آقای احمدیان، بخاطر تاخیر در ثبت نام برخی از دوستان،و اتمام ساعت کار شرکت بیمه ،مجبور شدیم بیمه یک روزه بگیریم. خوشبختانه دوستان بسیار مجرب بودند و کارها به آسانی پیش رفت.
این صعود از جبهه جنوبی درفک و مکان شب مانی ، منطقه اربوناب تعیین شد.
مسیرهای صعود به درفک: ارتفاع قله ۲۷۱۴ متر از سطح دریا
جبهه جنوبی: منطقه اربوناب از مسیر رستم آباد. توتکابن. دشت ویل. نورالعرش. چیچال
جبهه شرقی: شاه شهیدان از مسیر سیاهکل به دیلمان
جبهه غربی: لارنه از مسیر توتکابن. شیرکوه. روستای لارنه
جبهه جنوب غرب: روستای راجعون(رحمت آباد) از مسیر رستم آباد. توتکابن. دشت ویل. راجعون
جبهه جنوب شرقی: روستای گلنکش عمارلو از مسیر مناطق سیاه دشت بن. اربوبلاغ.اربوناو
جبهه شمالی: از دو مسیر قابل صعود است: ۱ کردسرا: که با ساختن سد شهربیجار دسترسی به آن مشکل شده. منطقه جنگلی آلوکله. سی سرا. کفترخانی. شکاف تنگ بره و منطقه اشتنیف
۲ گردوپشته: شمالی ترین جبهه صعود به درفک است. از مسیر منطقه بلوکات. توساچال. گرگ آب سرا. گاواسکیز
(برای اطلاع دقیق تر از مسیرهای صعود به درفک می توانید از گزارشهای صعود موجود در سایت باشگاههای تیلار و سپهر رشت استفاده کنید)
یکی از نگرانیهای ما قبل از صعود چگونگی آب و هوا در آن دو روز بود که خوشبختانه سایت هواشناسی
نوید هوایی صاف و آفتابی و مهتابی می داد. یکی از مشکلات رفتن به اربوناب جاده ی ( Forecast.com)
گلی و ناهموار و پرشیب مسیر نورالعرش به اربوناو است. و ما نگران بارش روزهای قبل بودیم. چنانچه بارندگی روزهای قبل زیاد می بود، و جاده باتلاقی می شد، حرکت مینی بوسها دچار مشکل می شد که این خود می توانست به اجرای دقیق برنامه آسیب بزند. خوشبختانه بارندگی روز سه شنبه به پایان رسیدو تا پنجشنبه جاده خشک شده بود و علی رغم تهدید راننده ها که می گفتند اگر جاده گلی و سر باشد تا اربوناب نمی رویم، به راحتی از آن جاده عبور کردیم.
در اربوناب چشمه آب وجود دارد ودر اطراف آن کلبه های ساکنین آن منطقه قرار دارد.اما ترجیح براین است که هر کوهنوردی آب آشامیدنی خود را به همراه داشته باشد. بعد از اربوناب تا قله، دیگر چشمه آب وجود ندارد.فقط در داخل یخچالی که در نزدیک قله وجود داردو در تمامی سال از یخ پر شده که مورد استفاده ی چوپانان آن منطقه برای احشامشان قرار می گیرد.
مسیر اربوناب به قله، کوتاهترین مسیر رسیدن به قله است. بخاطر تعداد زیاد شرکت کنندگان در این برنامه، این مسیر، بهترین مسیر صعود بود . این مسیر از منطقه جنگلی اربوناب تا قله، جاده کشیده شده است.که در اغلب روزهای سال محل تاخت و تاز آفرودسواران و موتورسواران قرار گرفته است. و شاهد کمپ های پرسروصدا در اطراف کلبه های ساکنین آن منطقه هستیم.
در منطقه اربوناب درختانی مانند راش. بلند مازو. ممرز. اربا (خرمالوی جنگلی) .بلوط. آزاد دار. اربا خوج(گلابی جنگلی). زرشک جنگلی و سایر درختان جنگلی هیرکانی را می توان مشاهده کرد. متاسفانه راشستانهای منطقه درفک در سالیان اخیربر اثر آتش سوزی و احداث جاده و دیگر عوامل طبیعی و غیرطبیعی دچار آسیب های فراوان شده است.
اجرای برنامه:
روز پنجشنبه ششم مهرماه هزاروچهارصدو دو خورشیدی تعداد ۸۸ نفر بالاتر از میدان گیل در رشت جمع شدیم. دوستان باشگاه مرداویج قرار شد از سیاهکل و مسیر شاه شهیدان با مینی بوسی جداگانه خودشان را به اربوناب برسانند.تعدادشان ۱۸ نفر بود. و یک تیم هم از استانهای تهران و البرز قرار بود که در اربوناب به ما ملحق شوند. تعدادشان ۱۶ نفر بود. با احتساب دوستانی که با ماشین شخصی آمده بودند و چندین نفر که در صبح صعود به ما ملحق شدند،تعداد ما به ۱۳۰ نفر می رسید.
متاسفانه علی رغم تمام برنامه ریزی ها، قرار بود پنج دستگاه مینی بوس ساعت یک ظهر در محل حاضر شوند که یکی از ماشینها بدلیل نقص فنی نتوانست خودش را به برنامه برساند. و این از مواردی هست که در هر برنامه ای می تواند به اجرای برنامه در همان ابتدا آسیب وارد کند. به ناچار تمامی نفرات بصورت فشرده در چهار ماشین نشستیم. و تعدادی از دوستان هم با دو عدد ماشین شخصی ما را همراهی کردند. ساعت یک ربع به دو از رشت به سمت امام زاده هاشم و رستم آباد حرکت کردیم. هوای آفتابی و گرمی داشتیم. قرار شد به توتکابن که
رسیدیم یک دستگاه مینی بوس از آنجا تعدادی از دوستان را سوار کند و بار مینی بوسهای دیگر را کم کند. از توتکابن ۵ دستگاه مینی بوس شدیم. پس از گذر از سی دشت به جاده خاکی رسیدیم که اطرافش را جنگلی زیبا در برگرفته بود و درختان میوه جنگلی پرباری را مشاهده می کردیم. به دو راهی رسیدیم و به سمت چپ پیچیدیم و به سمت نورالعرش که جاده خاکی بود، به راه افتادیم. مسیر دیگر در انتها به شاه شهیدان می رسید.
پس از گذر از چندین مسیر پرشیب و پرپیچ و خم، ساعت یک ربع به شش عصر به اربوناب رسیدیم. و بلافاصله کوله ها را بر دوش کشیدیم و به سمت محل کمپ که کمی بالاتر از منبع آب بود، به راه افتادیم. حدودا دوکیلومتر تا محل کمپ پیمایش داشتیم. سعی کردیم از کلبه ها دور شویم تا سروصدای جمعیت مزاحم ساکنین آن منطقه نشود. دوستان مرداویجی دو ساعتی زودتر از ما رسیده بودند وبا خود از سیاهکل هیزم و آب آورده بودندو بساط آتش و چای برپا بود. تیم تهرانی و البرزی هم رسیده بودند به سرپرستی آقای تخیری. چادرهایشان برپا بود. هر تیمی شروع به نصب چادر اعضای خودش کرد و تا تاریک شدن هوا تمامی چادرها برپا شده بود. سپس با تیم سرپرستی که آقای تخیری هم به آن اضافه شده بود، جلسه ای تشکیل دادیم و ساعت و چگونگی حرکت تیم به سمت قله برای صبح فردا را برنامه ریزی کردیم. طی جلسات پیش از صعود، وظیفه هر تیمی مشخص بود و قرار شد بعد از صرف شام دوستان دور آتش جمع شوند و برنامه فرهنگی با مدیریت خانم شمشادی(مدیرعامل کانون کوهنوردان گیلان) اجرا شد. خانم شمشادی متنی زیبا خواندند و آقای یعقوبی داستان سوزناک شب حادثه مهرماه سال ۱۳۷۷ که خود شاهد ماجرا بودند را بازگو کردند و همگی به احترام جانباختگان یک دقیقه سکوت کردیم.پس از آن دوستان شروع به خواندن سرود و ترانه های محلی کردند .
ساعت بیدارباش ۴ صبح و ساعت حرکت ۵ صبح اعلام شد. اما در جمع سرپرستان گفته بودیم که به احتمال قوی ساعت حرکت ، با توجه به تعداد نفرات بالا،۵ و نیم خواهد بود. پس از برنامه فرهنگی در شبی مهتابی و پراز ستاره اما بسیار سرد، هر گروهی به چادرهای خود برگشته و در سکوت مشغول استراحت شدیم. اما یک گروه طبیعت گرد که با ماشین آفرود از تهران آمده بودند و در نزدیکی ما کمپ زده بودند و صدای موزیکشان بسیار بلند بود، باعث ناراحتی و مزاحمت بود. چه خوب است که طبیعت گردان همواره این نکته را مدنظر قرار دهند مخصوصا در جایی که نزدیک کلبه های محلی کمپ می زنند می بایست خود را موظف بدانند که مزاحمتی برای ساکنین محلی پدید نیاورند. کل گروه ۱۳۰ نفره ما در یک جا آتش روشن کرده بود تا به طبیعت آسیب
زیادی بخاطر تعداد زیادمان وارد نشود.اگرچه عده ای مخالف بردن تعداد بالا در طبیعت بخاطر آسیب رساندن هستند، اما حتی المقدور سعی کردیم این آسیب را به حداقل برسانیم. چرا که گاهی اوقات این گردهمایی ها اگر با اصول درست اجرا شود، چه بسا فواید آن که همانا نزدیکی بیشتر افراد مختلف در تیم های مختلف به همدیگر و کسب تجربه و پیامدهای مثبت آن بیشتر خواهد بود.
شبی سرد را در درون چادرها با صدای زوزه سگهای گله به پایان رساندیم و راس ساعت ۴ صبح از خواب برخاستیم و چای آتشی هم با زحمات دوستان مرداویجی دوباره به راه افتاد و راس سااعت ۵ و نیم صبح طبق پیش بینی در تاریکی صبح آماده حرکت شدیم. آقای یعقوبی راهنما،خانم طلاجو جلودار،آقای احمدیان عقب دار،آقای دکتر دزفولی سرپرست امداد و از هر گروهی تعدادی جهت کوهیاری مشخص شد. با گامهایی شمرده به راه افتادیم. در ابتدا از جاده حرکت کردیم پس از تقریبا یکساعت حرکت درجاده، و با بالا آمدن آفتاب و مشاهده چشم نواز دریای ابر در پشت سرمان از جاده خارج شدیم. در مسیر چالش خاصی نداشتیم و تیم ۱۱۵ نفره ما
(چون تعدادی در کمپ ماندند و به قله نیامدند) بسیار منظم به حرکت خود ادامه داد و در طی مسیر در سه نقطه استراحتهایی ۵ الی ده دقیقه ای به تیم دادیم.پس از پشت سر گذاشتن چندین تپه با شیبهای تند و گاها کند تابلوی قله را از دور مشاهده کردیم.مسیر اربوناب به قله در هوای خوب مسیری کم چالش است و پیچیدگی خاصی ندارد. اما در فصل سرد و برفی ممکن است همه چیز در کوهستان تغییر کند. قرار شد آنهایی که برای اولین بار به قله درفک صعود می کنند،جلوتر از بقیه به سمت قله بروند. با مدیریت آقای یعقوبی این کار انجام گرفت وبه اتفاق هم با خواندن سرود( همراه شو عزیز) ساعت هشت و نیم صبح پس از ۳ ساعت پیمایش به قله رسیدیم. خوشبختانه همگی سرحال و شاداب بودند و مورد خاصی نداشتیم. آقای سلیم پور(از کوهنوردان با سابقه و شناخته شده باشگاه تیلار رشت) و همسرشان که صبح از رشت حرکت کرده بودند، روی قله به ما پیوستند. روی قله حلقه انسانی بزرگی متشکل از ۱۱۵ کوهنورد تشکیل شد و سرود قله(آری آری زندگی زیباست از سیاوش کسرایی) خوانده شد و برای احترام به جانباختگان یک دقیقه سکوت کردیم و سپس عکس جمعی گرفتیم و فرصتی هم برای عکاسی به تیم دادیم. هوای قله بسیار آرام و بدون باد شدید بود وطبق پیش بینی هواشناسی انتظار می رفت که همچنان آرام باقی بماند. بخاطر همین توانستیم یکساعت روی قله بمانیم. ساعت ۹ و نیم تیم دوباره در یک صف منظم به سمت اربوناب و کمپ حرکت کرد و با آوازخوانی های بین راه در
حالی که هوا گرم شده بود،ساعت یک ربع به ۱۲ به کمپ رسیدیم.البته برخی از دوستان با دیدن درخت های زرشک و اربا، اختیاراز دست داده و به درختان آویزان شدند و مشغول چیدن زرشک و اربا شدند. عقب دار برنامه از این حرکت بسیار خسته شده بود و بارها به آرامی متذکر می شد که این یک برنامه گلگشت نیست و دوستان می بایست رعایت کنند. و چه خوب است که همیشه برای خودمان فرقی بین برنامه های گلگشت و صعود قله، قایل باشیم.
دوستان مهمان یعنی گروه آقای تخیری از روی قله اجازه گرفتند و به سمت کاسه و یخچال حرکت کردند.یکساعت هم برای استراحت و نهار و جمع کردن چادرها در نظر گرفتیم. دوستان مرداویجی زودتر خداحافظی کردند و برای برنامه پایانی نماندند. راس ساعت یک، همگی دور هم جمع شدیم و من به عنوان سرپرست از تمامی همنوردان تشکر کرده و خواستم چنانچه صحبتی در خصوص برنامه دارند بفرمایند.اغلب دوستان از برنامه راضی بودند و این نشان از یک کار تیمی خوب داشت. فقط یک نفر که بابت تاخیر درحرکت بابت زرشک چیدن، از سرپرست تذکرگرفته بود،ناراحت و عصبانی بود و اعتراض خود را با صدای بلند اعلام کرد و همگی شنیدیم.و اعتراض دیگر به دیر کردن ماشین ها در شروع حرکت از رشت بود، که آن هم توضیح داده شد و از ناهماهنگی بوجود آمده پوزش خواستیم. پس از آن به سمت مینی بوس ها که از شب قبل همانجا مانده بودند،حرکت کردیم و درکمتر از نیم ساعت به ماشین ها رسیدیم. ماشین پنجم هم رسید و همگی از هم خداحافظی کردیم و سوار شدیم. ماشین پنجم تا توتکابن قرار شد ما را برساند و از آنجا مجددا در ماشینهای دیگر تقسیم شدیم و به سمت رشت حرکت کردیم.. این هم یکی از مشقات کوهنوردیست که با تنی خسته در بدترین حالت ممکن سوار ماشین شوی!و این هم تجربه ایست. ساعت ۵ و بیست دقیقه عصر روز جمعه هفتم مهرماه همگی در سلامت کامل به رشت رسیدیم.
هزینه ها:
از هر شرکت کننده مبلغ ۳۰۰ هزارتومان دریافت گردید. بابت ایاب و ذهاب و بیمه
از کل مبلغ ۲۰ میلیون به راننده ها پرداخت شد. هر ماشینی ۴ میلیون تومان بابت رفت و برگشت دو روزه از رشت به اربوناب. و ششصد و شصت هزار تومان بابت بیمه پرداخت گردید. و مابقی به حساب کانون برگشت داده شد.
دوستان مرداویجی هزینه چای و شکلات را نگرفتند و کل تیم مهمان این عزیزان بودیم.از مهمان نوازیشان سپاسگزارم.
از تک تک اعضای تیم سرپرستی که در هر چه بهتر اجرا شدن این برنامه کمال همکاری را داشتند،سپاسگزارم.
از مدیرعامل کانون(سرکار خانم شمشادی) که در همه حال پشتیبان تیم بودند بسیار سپاسگزارم.
از تمامی باشگاهها و گروههایی که در برنامه حضور داشتند ممنون و متشکرم که با حضورشان برنامه ی به یادماندنی دیگری را رقم زدند.
مانا باشید
فرحناز دلیری
کانون کوهنوردان گیلان مهر ماه ۱۴۰۲
کانون کوهنوردان گیلان اولین تشکل مردم نهاد کوهنوردی استان گیلان
چه برنامه خوبی امیدوارم این چنین برنامه ها بیشتر تکرار شود.